Home Directory Selected Help History About Contact Us
A-Zand-History

A-Zand-History

Published

2025.04.10


تاریخچه

سلسله زند یک سلسله ایرانی بود که توسط کریم‌خان زند (سلطنت: ۱۷۵۱–۱۷۷۹) تأسیس شد. این سلسله در ابتدا در قرن هجدهم جنوب و مرکز ایران را تحت حکومت داشت. بعدها به‌سرعت گسترش یافت و بیشتر مناطق ایران امروزی (به‌جز استان‌های بلوچستان و خراسان) و بخش‌هایی از عراق را نیز شامل شد. سرزمین‌های ارمنستان، آذربایجان و گرجستان امروزی نیز توسط خان‌نشین‌هایی اداره می‌شدند که به‌صورت قانونی بخشی از قلمرو زندها بودند اما عملاً خودمختار عمل می‌کردند. جزیره بحرین نیز در اختیار شیخ‌نشین خودمختار آل‌مذکور بوشهر بود که تحت حمایت زندها قرار داشت.

دوران سلطنت مهم‌ترین حاکم این سلسله، کریم‌خان زند، با صلح و رفاه همراه بود. پایتخت او شیراز بود، و هنر و معماری در دوران وی شکوفا شد. برخی از عناصر معماری دوران هخامنشی و ساسانی در این دوره دوباره احیا شدند. کریم‌خان همچنین مقبره‌های شاعران ایرانی حافظ و سعدی را بازسازی کرد. آثار هنری منحصر به فرد زند که به سفارش حاکمان این سلسله خلق شد، بعدها پایه‌گذار هنر و صنایع دستی دوره قاجار شد. پس از مرگ کریم‌خان، ایران زند به دلیل اختلافات داخلی میان اعضای خاندان زند رو به افول گذاشت. آخرین حاکم آن، لطفعلی‌خان زند (سلطنت: ۱۷۸۹–۱۷۹۴)، در نهایت توسط آقامحمدخان قاجار در سال ۱۷۹۴ اعدام شد.

طبق گفته فرهنگ‌نامه اسلام آکسفورد، “کریم‌خان زند به عنوان انسان‌دوست‌ترین حاکم ایران در دوران اسلامی شناخته می‌شود.” پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، با وجود اینکه نام پادشاهان گذشته ممنوع شد، مردم شیراز حاضر به تغییر نام خیابان‌های “کریم‌خان زند” و “لطفعلی‌خان زند”، دو خیابان اصلی این شهر، نشدند.

پیشینه

این سلسله توسط کریم‌خان زند، رئیس طایفه زند بنیان‌گذاری شد. طایفه زند یکی از شاخه‌های لک‌ها، که خود شاخه‌ای از لرها هستند، می‌باشد و برخی معتقدند که اصالتاً کرد بوده‌اند. نادرشاه طایفه زند را از کوه‌های زاگرس به دشت‌های شرقی خراسان کوچ داد. پس از مرگ نادرشاه، طایفه زند به رهبری کریم‌خان به سرزمین اصلی خود بازگشت. پس از آنکه عادل‌شاه به سلطنت رسید، کریم‌خان و یارانش از ارتش جدا شدند و همراه با علی‌مرادخان بختیاری و ابوالفتح‌خان هفت‌لنگ، دو رئیس محلی دیگر، به رقابت برای قدرت پرداختند. در این دوره ابوالفتح‌خان وزیر، کریم‌خان فرمانده ارتش، و علی‌مرادخان نایب‌السلطنه شدند.

کریم‌خان، شیراز را پایتخت خود اعلام کرد و در سال ۱۷۷۸، تهران را به عنوان دومین پایتخت انتخاب نمود. برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود، کریم‌خان در سال ۱۷۵۷ نوزاد سلطنت‌طلب اسماعیل سوم، نوه آخرین شاه صفوی، را به عنوان شاه معرفی کرد. با این حال، قدرت واقعی در دستان کریم‌خان بود. او به جای لقب “شاه”، خود را وکیل‌الرعایا (نماینده مردم) نامید.

تا سال ۱۷۶۰، کریم‌خان تمام رقبای خود را شکست داد و کنترل تمام ایران (به‌جز خراسان) را به‌دست گرفت. او در حملات خارجی خود، آزادخان را در آذربایجان و عثمانی‌ها را در بین‌النهرین شکست داد و آذربایجان و استان بصره را به قلمرو خود افزود. او همچنین با محمدحسن‌خان قاجار، دشمن اصلی خود، جنگید و در نهایت او را شکست داد. فرزندانش، آقامحمدخان و حسین‌قلی‌خان قاجار، به عنوان گروگان به شیراز فرستاده شدند.

یادگارهای کریم‌خان در شیراز شامل ارگ کریم‌خان، بازار وکیل و چندین مسجد و باغ است. او همچنین کاخی در تهران ساخت که بعداً به پایتخت سلسله قاجار تبدیل شد.

سقوط و زوال

مرگ کریم‌خان در سال ۱۷۷۹ قلمرو او را در برابر دشمنان آسیب‌پذیر ساخت. پسرانش، محمدعلی‌خان و ابوالفتح‌خان، حاکمانی نالایق بودند و تحت تأثیر شدید عموی ناتنی خود، زکی‌خان، قرار داشتند. بین سال‌های ۱۷۷۹ تا ۱۷۸۱، محمدصادق‌خان، برادر کریم‌خان، حکومت کرد و راه برادرش را ادامه داد. اما دیگر حاکمان چون علی‌مرادخان و جعفرخان نتوانستند سیاست‌های کریم‌خان را ادامه دهند و کشور از هر سو مورد حمله قرار گرفت.

بزرگ‌ترین دشمن زندها، قاجارها به رهبری گروگان سابق، آقامحمدخان، به‌سرعت پیشروی کردند. در نهایت، در سال ۱۷۸۹، لطفعلی‌خان زند، نتیجه کریم‌خان، خود را شاه اعلام کرد. دوران سلطنت وی (تا ۱۷۹۴) بیشتر در جنگ با قاجارها سپری شد. سرانجام در قلعه بم دستگیر و به‌طرز وحشیانه‌ای کشته شد و به این ترتیب سلسله زند پایان یافت.

از نظر سیاسی، قابل توجه است که زندها، به‌ویژه کریم‌خان، به جای “شاه”، خود را وکیل‌الرعایا نامیدند. این نه تنها ارزش تبلیغاتی داشت بلکه نشان‌دهنده خواسته مردم در آن زمان برای داشتن حکومتی مردمی بود، برخلاف پادشاهان مطلقه پیشین که از مردم فاصله داشتند.

نوشته کلمنتس مارکهام، مورخ بریتانیایی (۱۸۷۴) درباره زندها:

طایفه زند شاخه‌ای از طایفه بزرگ لک است که خود شامل چندین طایفه دیگر است… آن‌ها آغاز خود را از دوران سلسله کیانیان می‌دانند (که طبق تاریخ شفاهی، پیامبر زرتشت در آن دوران ظاهر شد) و زندها معتقدند که نیاکانشان توسط پیامبر بزرگ زرتشت مأمور حفظ کتاب‌های مقدس زرتشتی، یعنی زند اوستا، بودند.

در زمان زندها، ایران شاهد بازگشت حکومتی بود که مانند دوره‌های پیش از اسلام، مبتنی بر ارزش‌ها و فرهنگ بومی بود. مردم احساس می‌کردند که حکومت برای خدمت به آن‌ها وجود دارد.

نوشته امینه پاکروان، مورخ ایرانی:

کریم‌خان هنر پادشاهی خوب را از جایی نیاموخته بود و هیچ الگویی زنده برای آن نداشت، بلکه حاصل نبوغ عظیم خودش بود.

او پسر رئیس یک طایفه ناشناخته از لرها به نام “زندیه” بود.

اگرچه استخوان‌هایش پوسیده‌اند، اما میراث او فراتر از یک یادبود است؛ وکیل‌الرعایا هنوز در میان مردم زنده است.

درباره کریم‌خان زند برگرفته از RichardFrye.org:

داستان‌های بسیاری از مهربانی و سادگی کریم‌خان نقل شده است. او نمونه پادشاه خوب با دلسوزی واقعی برای مردم بود که احترام و محبت آنان را جلب کرد. او در کنار انوشیروان عادل، سلطان سنجر و شاه عباس قرار می‌گیرد.

در حالی که دیگران در افتخارات نظامی و شهرت جهانی برتر بودند، وکیل‌الرعایا هنوز جایگاه بی‌نظیری در قلب مردمش دارد؛ مرد خوبی که پادشاه شد و خوب باقی ماند.

ردیف نام نسبت تولد-مرگ دوران سلطنت تصویر
1 محمد کریم‌خان بنیان‌گذار ۱۷۰۵–۱۷۷۹ ۱۷۵۱–۱۷۷۹
2 محمدعلی‌خان پسر کریم‌خان ۱۷۶۰–۱۷۷۹ چند ماه در ۱۷۷۹
3 ابوالفتح‌خان پسر کریم‌خان ۱۷۵۵–۱۷۸۷ چند ماه در ۱۷۷۹
4 محمدصادق‌خان برادر کریم‌خان ؟–۱۷۸۱ ۱۷۷۹–۱۷۸۱
5 علی‌مرادخان برادرزاده صادق‌خان ۱۷۲۰–۱۷۸۵ ۱۷۸۱–۱۷۸۵
6 جعفرخان پسر صادق‌خان ؟–۱۷۸۹ ۱۷۸۵–۱۷۸۹
7 سید مرادخان برادرزاده علی‌مرادخان ؟–۱۷۸۹ چند ماه در ۱۷۸۹
8 لطفعلی‌خان پسر جعفرخان ۱۷۶۹–۱۷۹۴ ۱۷۸۹–۱۷۹۴

تصاویر بالا در درخت شجره‌نامه نمایش داده شده‌اند.

History

The Zand dynasty was an Iranian dynasty, founded by Karim Khan Zand (r. 1751–1779) that initially ruled southern and central Iran in the 18th century. It later quickly came to expand to include much of the rest of contemporary Iran (except for the provinces of Balochistan and Khorasan) as well as parts of Iraq. The lands of present-day ArmeniaAzerbaijan, and Georgia were controlled by khanates which were de jure part of the Zand realm, but the region was de facto autonomous.[3] The island of Bahrain was also held for the Zands by the autonomous Al-Mazkur sheikhdom of Bushire.[4]

The reign of its most important ruler, Karim Khan, was marked by prosperity and peace. With its capital at Shiraz, arts and architecture flourished under Karim Khan’s reign, with some themes in architecture being revived from the nearby sites of the Achaemenid (550–330 BC) and Sasanian (224–651 AD) era’s of pre-Islamic Iran. The tombs of the medieval Persian poets Hafez and Saadi Shirazi were also renovated by Karim Khan. Distinctive Zand art which was produced at the behest of the Zand rulers became the foundation of later Qajar arts and crafts. Following the death of Karim Khan, Zand Iran went into decline due to internal disputes amongst members of the Zand dynasty. Its final ruler, Lotf Ali Khan Zand (r. 1789–1794), was eventually executed by Agha Mohammad Khan Qajar (r. 1789–1797) in 1794.

As noted by The Oxford Dictionary of Islam, “Karim Khan Zand holds an enduring reputation as the most humane Iranian ruler of the Islamic era”. When following the Islamic Revolution of 1979 the names of the past rulers of Iran became a taboo, the citizens of Shiraz refused to rename the Karim Khan Zand and Lotf Ali Khan Zand streets, the two main streets of Shiraz.

Background

The dynasty was founded by Karim Khan Zand, chief of the Zand tribe, which is a tribe of Laks, a branch of Lurs who may have been originally KurdishNader Shah moved the Zand tribe from their home in the Zagros mountains to the eastern steppes of Khorasan. After Nader’s death, the Zand tribe, under the guidance of Karim Khan, went back to their original land. After Adil Shah was made king Karim Khan and his soldiers defected from the army and along with Ali Morad Khan Bakhtiari and Abolfath Khan Haft Lang, two other local chiefs, became a major contender but was challenged by several adversaries. Abolfath Khan was the Vizier, Karim Khan became the army chief commander and Ali Morad Khan became the regent.

Karim Khan declared Shiraz his capital, and in 1778 Tehran became the second capital. He gained control of central and southern parts of Iran. In order to add legitimacy to his claim, Karim Khan placed the infant Shah Ismail III, the grandson of the last Safavid king, on the throne in 1757. Ismail was a figurehead king and real power was vested in Karim Khan. Karim Khan chose to be the military commander and Alimardan Khan was the civil administrator. Soon enough Karim Khan managed to eliminate his partner as well as the puppet king and in 1760, founded his own dynasty. He refused to accept the title of the king and instead named himself Vakilol Ro’aya (Advocate of the People).

By 1760, Karim Khan had defeated all his rivals and controlled all of Iran except Khorasan, in the northeast, which was ruled by Shah Rukh. His foreign campaigns against Azad Khan in Azerbaijan and against the Ottomans in Mesopotamia brought Azerbaijan and the province of Basra into his control. But he never stopped his campaigns against his arch-enemy, Mohammad Hassan Khan Qajar, the chief of the Qoyunlu Qajars. The latter was finally defeated by Karim Khan and his sons, Agha Mohammad Khan and Hossein Qoli Khan Qajar, were brought to Shiraz as hostages.

Karim Khan’s monuments in Shiraz include the famous Arg of Karim KhanVakil Bazaar, and several mosques and gardens. He is also responsible for building of a palace in the town of Tehran, the future capital of the Qajar dynasty.

Decline and fall

Karim Khan’s death in 1779 left his territory vulnerable to threats from his enemies. His sons and successors Mohamad Ali Khan and Abu al-Fath were incompetent rulers and last for few months and were heavily influenced by their half uncle (and Karim Khan’s commander), Zaki Khan. During 1779-1781 Mohamad Sadeq Khan, Krim Khan brother ruled and continued his brother way of governance. Other rulers such as Ali Morad Khan  and Jafar Khan failed to follow the policies of Karim Khan and soon enough, the country was under attack from all sides.

The biggest enemies of the Zands, the Qajar chiefs, led by the former hostage, Agha Mohammad Khan, were advancing fast against the declining kingdom. Finally, in 1789, Lotf Ali Khan, a grand-nephew of Karim Khan, declared himself the new king. His reign (until 1794) was spent mostly in war with the Qajar khans. He was finally captured and brutally killed in the fortress of Bam, putting an effective end to the Zand Dynasty.

Politically, it is also important that the Zands, especially Karim Khan, chose to call themselves Vakilol Ro’aya (Advocate of the People) instead of kings. Other than the obvious propaganda value of the title, it can be a reflection of the popular demands of the time, expecting rulers with popular leanings instead of absolute monarchs who were totally detached from the population, like the earlier Safavids.

Notes By: Clements R. Markham, British historian, 1874, on the Zands:

The Zand tribe is a branch of the numerous Lak tribe, which is subdivided into many clans . . . They date their origin from the time of the Kaianian dynasty (during which, based on oral history, arose Prophet Zoroaster) and the Zands declare that their ancestors were charged with the care of the Zand Avesta (collection of holy books of Zoroastrianism) by the great prophet Zoroaster himself.”

Under the Zands Iran experienced a return of government to one that, like its pre-Islamic governments, was based on and derived from native values and culture. People knew that government was there to serve them.

As Emineh Pakravan, Iranian historian, writes:

“Karim Khan had not learned the art of being a good sovereign from anywhere, nor seen it in any living role model. It was, rather, the result of his own august genius

He was the son of the chief of a barely known clan of the Lur tribe, called “Zandieh”.

Although his bones may have withered, his lasting legacy to-day is more than mere memory; the Vakil [Advocate of the People] continues to live, among the people.” 

About Karim Khan Zand Sourced from: RichardFrye.org:

“There are more stories told of Karim Khan’s kindness, simplicity, as the archetype of the good king with a genuine concern for his people and who thus gained their respect and love, he ranks with Anushirvan the Just, Sultan Sanjar, and Shah Abbasd.

Where these and other rulers surpass him in military glory and international prestige, the Vakil [Advocate of the People] quietly retains even today an unparalleled place in his countrymen’s affection as a good man who became and remained a good monarch.”

Index Name Relation Born-Died Reign Picture
1 Mohamad Karim Khan Founder 1705-1779 1751-1779
2 Mohamad Ali Khan Karim son 1760-1779 1779 Few months
3 Abol-Fath Khan Karim son 1755-1787 1779 Few months
4 Mohamad Sadeq Khan Karim brother  ?- 1781 1779-1781
5 Ali-Morad Khan Sadeq nephew 1720-1785 1781-1785
6 Jafar Khan Sadeq son ?- 1789 1785-1789
7 Sayed Morad Khan Ali-Morad Khan nephew     ?- 1789 1789 few months
8 Lotf Ali Khan Jafar Khan son 1769-1794 1789-1794

The above are shown in the Family Tree

Version v02f - © 2025 familytree-db.com. All rights reserved. Created by Yahya Nazer. Generated on using the file: PY-FT-Zand-Data-2025-04-09-Master.xlsm.